عاشق که باشی
رفتن نمیدانی
میمانی …
سر حرفت میمانی
که گفته بودی
تا ته دنیا کنارش میمانی
آرامشی میدهد
که در دنیای هستی نمی توان یافت
موهایت
طوفانی در دلم می اندازد
که در آغوش هیچ اقیانوسی نمی توان یافت
نبود ات رودی را دریا می کند
که خودم با اشک هایم ساخته ام
بودن ات ... نبودن ات .... می بینی ؟
چقدر بی محابا
در قلبم نفس می کشی !
ای بهترین هوای جان..
سلام
تازه با وبلاگتون آشنا شدم.
خواستم بگم عالی می نویسید .من از خوندن اینحا لذت میبرم.
خیلی از پستای وبلاگ تون رو خوندم.
عالی..عالی..
درود مهربان







خوشحالم از اینکه در کنار شاعرانه هایتان هستم
می گویند درد بی پدری و بی مادری هرگز التیام نمی یابد
و چه تلخ است وقتی این درد در یک روز باشد...
برایتان صبر تمنا دارم و برای عزیزانتان غفران
امیدوارم بتوانم التیامی باشم بر سالها زخم خوردگی و درد که هر چه می گذرد دردناکتر می شود...
کاش می شد
باری را که بر دوش کشیده ای
با هم قسمت کنیم
شادیهایش را تو بردار
غم هایش را من...
ممنون از دلگرمیتون
بار غم ومشکلات هرکسی باید خودش به دوش بکشه
چاره ای نیست
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
ممنون از حضورتون
فصل بندی هم نمیخواهد
بودن تو
همیشه بهار است
حتی در اوج سرمای زمستان و تب تابستان...
[گل][گل][گل]